تبليغاتX
شکستن دل را نیست هنر

شکستن دل را نیست هنر

شکستن دل هنر نیست

و امروز یک تولد دیگر است

و ای کاش که هر روز تولد بود و من به ذوق آن تغییر می کردم

یک سال دیگر با تمام خوبی ها و بدی ها گذشت و خدا به نجوا ی دلم گوش سپرد

ای کاش امروز که طی می شود و وارد روز تولدم می شویم کنار گنبد طلائی تو بودم کنار آن قطعه از بهشت

من میام با پای پیاده دوچرخه چه بخخواهی چه نخواهی می آیم و کادویم را از تو می گیرم .

تو چراغ راهم شو امام خوبم که من امسال را با کمک تو و خدا

و ائمه گذراندم . پس تو دستم را بگیر تا سال دیگر باز هم برایت بگویم .

امروز که تمام شود ۱۵ بهار می گذرد و من وارد بهار شانزدهم زندگیم خواهم شد . خدایا من از تو امروز کادو می خواهم و تو خود از دل من آگاهی .

پس خدایا من از تو می خواهم و چشم براه هدیه ات خواهم ماند .

تولدم مبارک

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:6 توسط بهار |

رکن اصلی زندگیم چهار تاست .

خدا خدا خدا خدا

و بعد پدر و مادر و بعد هم تو ...

دوستت دارم فرشته ی پاک هفت آسمان

زندگی در این دنیا با تو برایم بهشت است .

بهشتی که تو بهشتش کردی .

خب فرشته ی زیبایم

مهربونم

خلاصه تو که نمی دانم با چه باید صدایت کنم که در خورت باشد

این را بدان که من از جانم هم برایت دریغ نمی کنم

همانطور که تو تمام هستی ات را برای من می دهی

شایسته ترین لقبی که برایت می دانم فرشته است

چون فرشته ها هم پاک و معصومند و

من می دانم که در تلالو چشمان شب رنگ تو تنها عشق و پاکی و صداقت موج می زند

پس داد می زنم تا صدایم به خالق من و تو برسد و در هفت آسمان بشنوند که امروز تولد فرشته ی من است .

در این روز خدا او را به ما هدیه کرد و تا به امروز حفظش کرده از این پس هم او را به دست خودش کرده است .

خدایا تولد فرشته ی زمین است .

مانی جان

عزیز دلم

تو که قلبت به وسعت آسمان است

دوستت دارم و 

تولدت را که از زیباترین روزهای دنیاست تبریک می گویم .

مانی من تولدت مبارک

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 11:4 توسط بهار |

تا تو را دارم نگاهت می کنم

تا نگاهت می کنم ذوق می کنم

تو به من می خندی و من هم خب

تا تو می خندی ستایش می کنم

 

لبهات که باز می شود و می خندد        

                                         انگار غصه های من زدوده می شود

 

تو بخند من برایت جان می دهم

هر چه تو خواهی فدایت می کنم

                                     تو که می دانی تویی هم و غم

گر تو خواهی جان نثارت می کنم  

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 10:55 توسط بهار |

هوالحق

یا رب بدون او گر شبم روز شود من چه کنم

گر شبی آید و نام او برود من چه کنم

تو که می دانی تمام نفسم اوست بگو

یاد او گر از خاطرم رفت چه کنم

من و او بدون هم نه نیستیم

من و او بدون تو در نیستیم

پس بمان پیش من و او که ما

با حضور تو همیشه پیشیم ( پیشی گرفتن )

خداوندا او را از من نگیر . این زندگی  بی حضور جاودان او برایم از جهنمی بدتر است . این خانه او را می طلبد . این دست ها او را می خواهد و آغوشم برای اوست که بی تاب است . خداوندا من و او را بی هم نگذار . تو میدانی که نفسم به نفس اوست و جانم در گروی غصه ی اوست . خدایا ما با هم کاملیم . خداوندا در کنار هم نگهمان دار و خانوادمان را با اعضایش حفظ بکن . خدایا تو قادری پس ما تنها از تو می خواهیم .

به امید تو و براه تو

بهار و مانی

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 10:44 توسط بهار |

برای تو را داشتن

حاضرم با تمام دنیا بجنگم

برای اینکه بی تو زندگی نکنم

حاضرم تمام سختی هار را تحمنل کنم

مانی من

امید من

بی تو هرگز در این زندگی وحشت بار

طاقت نخواهم آورد .

من همسیر می خواهم

و این راه را پیمودن بدون مجنون

ممکن نیست

دوستت دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 20:3 توسط بهار |

شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیه بنت رسول خدا را به همه ی شما تسلیت می گویم . 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 11:21 توسط بهار |

بچه ها سال نو بر همتون مبارک

امیدوارم سالی با برکت توام با سلامتی همراه داشته باشید

برای مریض ها هم دعا کنید

علی یارتون

+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 10:51 توسط بهار |

نمی دانم چه باید کرد

نمی دانم چه باید کرد
بمانم یا که بگریزم
اگر خواهم بمانم با تو می بازم جوانی را
وگر خواهم بگریزم چه سازم زندگانی را
گرزیان بودن از یکسو غم فرزند از یک سو
کجا باید کنم فریاد این درد نهانی را
نمی دانم چه باید کرد
بمانم یا که بگریزم
اگر خواهم بمانم با تو این را دل نمی خواهد
ز از خانه را هم یار پا در گل نمی خواهد
تو عاقل یا که من دیوانه من یا تو به هر حالی
عذاب صحبت دیوانه را عاقل نمی خواهد
نمی دانم چه باید کرد
بمانم یا که بگریزم
اگر خواهم بمانم با تو کارم روز و شب جنگست
وگر بگریزم از تو پیش ایم کوهی از سنگست
نخواندی نغمه با ساز من و بی پرده می گویم
 صدای ضربه ی قلب من و تو ناهماهنگست
نمی دانم چه باید کرد
نمی دانم چه باید کرداز شاعر عزیز مان مهدی سعیلی


  

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 21:6 توسط بهار |

 

هرسال وقتي…..(تاريخ تولد)……هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن
از خودم مي پرسيدم
چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟….
و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو
با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….
تولدت مبارک

 

لحظه تولد تو،شروع پروازاست برای پرستوهاوخاطره ماندنی برای تمام آسمانها.

 

 

 

وماباتمام عشق خودبه همراه قاصدلهای احساس،پیام تولدت رابه آسمان خوشبختی میفرستیم تابتوبگویندعزیزترین،12اسفند،روزتولدت برتومبارك.

 

 

 

 

داره بارون میاد  خوب که نگاه کردم.

.

.

.

هوا که ابری نبود...

.اون فرشته ها هستن که دارن گریه میکنن......

آخه یکی ازشون کم شده

مهربون ترین تولدت مبارک

 

 

 

 

روز تولد تو میلاد عشق پاکه ... برای شکر این روز پیشانیم به خاکه

 

 

 

 

دردوازدهمین طلوع اسفند،هجدهمین گل سپیدرادرگلدان عمرت می فشانم به امیدروزی كه گلدان عمرت صاحب صدشاخه گل شود.

 

"تولدت هزاران بارمبارك"

 

 

 

 

برای روز تولد تو ۱۰ شاخه گل میخرم ۹ شاخه گل طبیعی یک شاخه گل مصنوعی

و روی شاخه گل مصنوعی مینویسم تا پر پر شدن این گل دوستت دارم

تولدت مبارک

 

 

 

 

ای تماشایی ترین مخلوق در روی زمین ! آسمانی میشوم وقتی نگاهت می کنم!

تولدت مبارک

 

 

 

 

 

 

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

تولدت مبارک

 

 

 

 

بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست

و قشنگ ترین روزم روز شکفتنت.

تولدت مبارک

 

 

 

تولدت مبارك،خوش اومدی ستاره

 

اگرچه ازراه دورهیچ فایده ای نداره

 

شمعهاروروشن كن وبه جام دوتاروفوت كن

 

نمیشه پیشت باشم فقط برام سكوت كن

 

تواین روزطلایی نگوكمی غم داری

 

بدون كه دیوونه ای به نام سارا جون داری

 

تولدت مبارك

 

 

 

 

 

تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر...

تولدت مبارک...

 

 

 

 

روزتولدتوستاره هادمیدند

 

پرستوهای عاشق به خونشون رسیدند

 

روزتولدتوبخت من ازراه رسید

 

نیمه جونی،جون گرفت تشنه به دریارسید

 

تكرارحرفهای منی مثل سرودزندگی

 

عشقت شده برای من بودونبودزندگی

 

 

 

قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست

با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای

من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم

 

 

 

 

باهفتاآسمون پرازگل یاس ومیخك

 

باصدتادریاپرازعشق واشتیاق وپولك

 

یه قلب عاشق بایه احساس بی قراروكوچك

 

فقط میخوادبهت بگه تولدت مبارك

 

 

 

 

قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست

 

با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برای

 

من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم

 

 

 

خواستم برایت هدیه بگیرم

گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زیباییم

برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ایستادگی ام

بید گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که همیشه سر به زیر دارم

به فکر فرو رفتم و

سرم را به زیر انداختم به ناگاه قلبم را دیدم

که بهترین چیز در زندگیم هست

به ناگه فریاد زدم

که قلبم را می فرستم چون

او

خود زیباست، مظهرایستادگیست

سربه زیرو با نجابتست

تولدت مبارک

 

 

 

 

 

باور کن ماههاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، امشب اما همه جملات فرار

کرده اند، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم

.

.

.

تولدت مبارک.

 

 

 

روز تولدت شد و نیستم اما كنار تو

كاشكی می شد كه جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عكس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های كهكشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یك شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بكنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن :.

.

.

.

تولدت مبارک

 

 

 

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس

واسه تولد تو باید دنیا رو اورد

ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد

اینا یه یادگاری توی خاطره هاته

ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 23:40 توسط بهار |

ای که جان دوباره به من بخشیدی

                    الهی ُ خدایا او را برای من حفظ کن

 و همیشه زنده نگهش دار

که با او روز های من بی غم است

به یاد آن روز که من با او

بی هیچ غصه ای

فارق از این همه غم زندگی کنیم

آمین

عزیز دلم

مانی خوبم

تولدت مبارک

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 22:28 توسط بهار |

سلام
خوش آمدید
امیدارم که از این وب استفاده کامل را ببرید.
این وبلاگ متعلق به عشق من مانی است.
اگه نظر بدید خوشحال میشم .

Home
Email
Night Skin